مثقال طلا
کیان.
x
منطه
۲۶ / خرداد / ۱۴۰۵ ۲۲:۰۰
دیپلمات پیشین ایران در گفت‌وگو با اقتصادآنلاین:

چرا پایه‌های تفاهم لرزان است؟ | ۴ سناریوی پرریسک پیش‌روی توافق ایران و آمریکا

چرا پایه‌های تفاهم لرزان است؟ | ۴ سناریوی پرریسک پیش‌روی توافق ایران و آمریکا

ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین ایران، تفاهم ایران و آمریکا را گامی رو به جلو می‌داند اما معتقد است موفقیت و پایداری آن به متغیرهایی خارج از متن توافق وابسته است. از نگاه او، نقش اسرائیل، توانایی آمریکا در مهار تل‌آویو، وضعیت جبهه‌های منطقه‌ای و چندصدایی سیاسی در داخل ایران، مهم‌ترین چالش‌های پیش روی این تفاهم هستند.

کد خبر: ۲۱۴۴۵۱۷

اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: در حالی که بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی، تفاهم پایان جنگ ایران و آمریکا را گامی مثبت در مسیر کاهش تنش‌ها ارزیابی کرده‌اند، همچنان پرسش‌های مهمی درباره سرنوشت این تفاهم، امکان تبدیل آن به یک توافق جامع و تأثیر ادامه اقدامات اسرائیل بر روند دیپلماسی مطرح است.

ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با اقتصادآنلاین با بررسی ابعاد مختلف این تفاهم، از ابهام‌های موجود در محتوای آن سخن می‌گوید و معتقد است مهم‌ترین مسئله، جایگاه اسرائیل در معادلات پیش رو است.

او ضمن تأکید بر اینکه اصل حرکت دیپلماتیک و پیشرفت مذاکرات یک دستاورد مهم برای کشور محسوب می‌شود، هشدار می‌دهد هرگونه توافقی بدون در نظر گرفتن نقش تل‌آویو و تحولات جبهه‌های منطقه‌ای می‌تواند با شکنندگی جدی مواجه شود.

دلفی در این گفت‌وگو به موضوع چندصدایی در فضای سیاسی داخلی، اختلاف دیدگاه‌ها درباره روند مذاکرات و تأثیر این اختلافات بر آینده توافق می‌پردازد.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

*تفاهم ایران و آمریکا در شرایط کنونی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنید مسیر مذاکرات برای رسیدن به توافق جامع همواره شده است؟

ببینید، بر اساس آنچه تاکنون اعلام شده، بیانیه شورای عالی امنیت ملی در شرایط فعلی یک نقطه عطف محسوب می‌شود و نشان می‌دهد یادداشت تفاهم مورد قبول قرار گرفته و طرف‌ها بر سر آن به توافق رسیده‌اند. البته اینکه این سند دقیقاً امضا شود، تبادل شود یا با هر قالب حقوقی دیگری اجرایی شود، موضوعی حقوقی است که فعلاً وارد جزئیات آن نمی‌شوم.

نکته مهم این است که هنوز محتوای دقیق یادداشت تفاهم روشن نیست. آنچه تاکنون گفته شده، بیشتر کلیات است. بر اساس همین کلیات، به نظر می‌رسد توافق دو مرحله‌ای باشد؛ به این معنا که در مرحله نخست، مجموعه‌ای از تفاهمات اجرایی می‌شود و پس از یک دوره زمانی حدود دو ماه، اگر اجرای آن طبیعی و مورد قبول طرفین بود، درباره سایر مسائل مذاکره و تصمیم‌گیری خواهد شد.

نکته دوم این است که ما همواره تأکید کرده‌ایم جنگ باید در همه جبهه‌ها متوقف شود. نگاه ما عمدتاً معطوف به لبنان است و اگر در لبنان آتش‌بس و صلح برقرار نشود، این موضوع محل تأمل خواهد بود. این پرسش مطرح است که ما دقیقاً درباره چه چیزی با آمریکا مذاکره کرده‌ایم؛ آیا صرفاً درباره اختلافات ایران و آمریکا مذاکره می‌کنیم یا درباره تحولات کل منطقه؟

اگر فردا اسرائیل یمن را هدف قرار دهد چه خواهد شد؟ اگر آمریکایی‌ها حشدالشعبی عراق را هدف قرار دهند چه اتفاقی می‌افتد؟ این‌ها پرسش‌هایی است که همچنان باقی مانده‌اند. وقتی شما خواهان توقف جنگ در همه جبهه‌ها هستید، اما مالک و تصمیم‌گیر آن جبهه‌ها نیستید، طبیعتاً با ابهام مواجه می‌شوید.

در واقع، محور اصلی این تفاهم، اختلافات ایران و آمریکا بر سر جنگ است؛ جنگی که از نگاه ما از سوی آمریکا تحمیل شده است. در همه جنگ‌های اخیر، از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا درگیری‌های بعدی، آمریکا و اسرائیل در یک سوی معادله قرار داشته‌اند و ایران در سوی دیگر. ما با اسرائیل مذاکره نکرده‌ایم و نمی‌کنیم و همه مسئولیت‌ها را متوجه آمریکا کرده‌ایم. حال باید دید آیا آمریکا واقعاً می‌تواند اسرائیل را متوقف کند یا نه. تجربه گذشته نشان می‌دهد تضمین‌های آمریکا برای مهار اسرائیل همیشه کافی نبوده است.

*با این اوصاف، به نظر شما این تفاهم چه پیامدهایی خواهد داشت؟

بخش مهمی از پیامدهای این تفاهم خارج از اختیار ماست. بر اساس آنچه گفته شده، آمریکایی‌ها باید برخی محدودیت‌ها را کاهش دهند، محاصره را بردارند و از سواحل ما فاصله بگیرند. اما سؤال این است که آیا صرفاً دور شدن از سواحل ایران به معنای حل مشکل است؟ آیا کشتی‌های ایرانی در سایر نقاط جهان همچنان با محدودیت مواجه نخواهند شد؟

شاید در متن تفاهم برای این مسائل راهکارهایی پیش‌بینی شده باشد، اما هنوز جزئیات آن روشن نیست. همچنین گفته شده که درباره تحریم‌های نفتی و فروش نفت ایران گشایش‌هایی ایجاد خواهد شد تا در طول دو ماه آینده مذاکرات درباره مسائل دیگر ادامه پیدا کند.

در حوزه مالی نیز آنچه تاکنون اعلام شده نشان می‌دهد فعلاً آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در دستور کار این مرحله نیست و مذاکرات مربوط به آن به مراحل بعدی موکول شده است.

*از منظر آمریکا و شخص دونالد ترامپ، این تفاهم چه جایگاهی دارد؟

آقای ترامپ همواره گفته است مسئله اصلی او موضوع هسته‌ای و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. اما روشن است که تنها نداشتن سلاح هسته‌ای برای آمریکا کافی نیست و موضوعاتی مانند غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم نیز مطرح خواهد بود.

این مسائل قرار است در دوره مذاکرات بعدی بررسی شوند. سؤال این است که آیا آمریکا قانع خواهد شد که ایران به سمت سطوح بالاتر حرکت نخواهد کرد؟ آیا با حفظ و نگهداری مواد در داخل ایران موافقت خواهد کرد؟ آیا با ادامه فعالیت‌ها در چارچوب نیازهای داخلی موافق خواهد بود؟

اگر دستاورد این مذاکرات کمتر از دستاورد برجام در دوره آقای اوباما باشد، بعید است برای ترامپ یک موفقیت محسوب شود. ترامپ پس از ماه‌ها فشار، هزینه‌های نظامی گسترده و اقدامات متعدد، نمی‌تواند صرفاً با این نتیجه به افکار عمومی آمریکا مراجعه کند که محاصره دریایی کاهش یافته و تنش‌ها کم شده است.

البته از سوی دیگر می‌توان این تحلیل را هم مطرح کرد که ترامپ در پایان دوران سیاسی خود به دنبال ثبت یک میراث ماندگار است و شاید بیش از ملاحظات حزبی به این مسئله توجه داشته باشد.

*آقای دلفی؛ شما بارها به نقش اسرائیل اشاره کردید؛ آیا این موضوع را مهم‌ترین چالش می‌دانید؟

بله. به نظر من مهم‌ترین مسئله همین است. طرف اصلی این تفاهم، حتی اگر نامی از آن برده نشود، اسرائیل است.

ما لبنان و حزب‌الله را برای منافع و امنیت خود بسیار مهم می‌دانیم. در مقابل، اسرائیل نیز ایران را بزرگ‌ترین تهدید امنیتی و موجودیتی خود تلقی می‌کند و کمتر از تغییر اساسی وضعیت ایران را مطلوب نمی‌داند.

در چنین شرایطی باید پرسید چگونه ممکن است اسرائیل به توافقی رضایت دهد که در آن آمریکا، ایران و حزب‌الله همگی منافعی کسب کنند و اسرائیل صرفاً نظاره‌گر باشد؟ آیا اسرائیل می‌تواند با ادامه غنی‌سازی ایران، حفظ بخشی از ظرفیت‌های هسته‌ای و افزایش دستاوردهای منطقه‌ای ایران کنار بیاید؟

به همین دلیل معتقدم باید بار دیگر مسئله را از ابتدا تعریف کنیم و واقعیت‌های منطقه را با دقت بیشتری مورد توجه قرار دهیم.

*با وجود این ملاحظات، همچنان اصل تفاهم را مثبت ارزیابی می‌کنید؟

قطعاً. اینکه یادداشت تفاهم امضا شود اتفاق خوبی است. اینکه مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه‌ای رسیده و دیپلماسی ایران توانسته گامی به جلو بردارد، یک دستاورد مهم برای کشور و نظام محسوب می‌شود.

اما مسئله این است که این دستاوردها باید پایدار باشند. اگر از همین ابتدا مشخص باشد که پایه‌های توافق لرزان است، باید درباره استحکام‌بخشی به آن بیشتر اندیشید.

*شما به موضوع چندصدایی در داخل کشور نیز اشاره کردید. مخالفت‌ جریان اقلیت رادیکال با تفاهم بالا گرفته است. به نظر شما اگر در سطوح عالی نظام اجماع بر سر این توافق وجود داشته باشد، آیا این چندصدایی کاهش خواهد یافت؟

این چندصدایی موضوع جدیدی نیست و سال‌هاست در کشور وجود دارد. البته در مقاطع مختلف، مدیریت و اشراف رهبران کشور موجب می‌شد اختلافات کمتر بروز پیدا کند، اما امروز شرایط متفاوت است.

اکنون حتی کسانی که در خیابان‌ها یا از تریبون‌های مختلف علیه روند دیپلماسی موضع‌گیری می‌کنند، می‌دانند که نظام، شورای عالی امنیت ملی، دولت و مذاکره‌کنندگان تصمیم خود را گرفته‌اند. با این حال، همچنان به اعمال فشار ادامه می‌دهند.

برخی ممکن است این فشارها را بخشی از فرآیند امتیازگیری در مذاکرات بدانند، اما واقعیت این است که در داخل کشور نیز گروه‌ها و جریان‌هایی وجود دارند که اهداف سیاسی خاص خود را دنبال می‌کنند و برای بازگشت به قدرت تلاش دارند.

نمونه آن را در برخی تحولات اخیر منطقه نیز می‌توان مشاهده کرد. به همین دلیل تصور اینکه به‌سرعت به یک صدای واحد برسیم چندان واقع‌بینانه نیست.

*در نهایت، افق پیش‌رو را چطور می‌بینید؟

در مجموع شرایط بسیار حساس و پیچیده است. تفاهمی که حاصل شده یک گام قابل توجه رو به جلو محسوب می‌شود، اما اینکه بتواند به حل بخشی از مشکلات منطقه یا اختلافات ایران و آمریکا منجر شود، همچنان محل بحث است.

تا زمانی که این تفاهم به مسئله اسرائیل گره خورده باشد، باید با احتیاط بیشتری به آن نگاه کرد. اگر قرار است تضمین‌های آقای ترامپ مبنای کار باشد، باید توجه داشت که تجربه گذشته نشان داده مهار اسرائیل برای آمریکا کار ساده‌ای نبوده است.

بنابراین امضای یادداشت تفاهم یک پیشرفت مهم است، اما اینکه این پیشرفت در مسیر منافع ملی و اهداف بلندمدت کشور قرار بگیرد و دوام بیاورد، نیازمند تأمل، صبر و بررسی بیشتر است. باید منتظر ماند و دید تا روز جمعه و پس از آن چه تحولاتی رخ خواهد داد.

ارسال نظرات
مفید
x